پژوهش در عمليات و حوزه‌هاي مرتبط

در كنار پژوهش در عمليات حوزه‌هاي ديگري هستند كه ممكن از جهت هدف، روش علمي، فنون يا ابزار مورد استفاده و كاربرد مشابه يكديگر باشند يا داراي اين رابطه باشند كه يكي در توسعه مفاهيم و حل مسائل ديگر حوزه بكار رود. اين حوزه‌ها عبارتند از: مهندسي صنايع، علم مديريت، تحليل سيستم‌ها، تصميم‌گيري و علم آمار. در اينجا بصورت خلاصه شباهتها و تفاوتها شرح داده مي‌شوند.

6-1- مهندسي صنايع

تا اواخر سالهاي 1940 توسعه مهندسي صنايع مبتني بر روشهاي سنتي تيلور، گانت و گيلبرت بود. بعد از جنگ جهاني دوم و در اواخر سالهاي 1940 و اوايل 1950، پژوهش در عمليات به واسطه موفقيتهاي بدست آمده در جنگ، جاي خود را در فعاليتهاي صنعتي، بخشهاي خدماتي و سازمانهاي دولتي و خصوصي باز كرد. مفاهيمي كه توسط تيلور، گانت، گيلبرت و ديگران توسعه داده شده بودند نيازمند تحليل مقداري دقيق‌تر و روشهاي سيستم‌گرا بودند كه تا آن زمان بصورت سنتي به كار گرفته مي‌شدند. ظهور پژوهش در عمليات، نقطه عطفي در تحول روشهاي مهندسي صنايع بود كه نتيجه آن توسعه روشهاي مقداري، الگوريتمهاي رياضي و... بود كه در بكارگيري مؤثر مفاهيم توسعه يافته توسط تيلور و ديگران استفاده شد. ممكن است اين پرسش مطرح شود كه آيا مهندسي صنايع و پژوهش در عمليات يك نظام واحد هستند يا دو نظام جدا از هم؟ تاريخ مهندسي صنايع و پژوهش در عمليات جداي از هم است اما فلسفه وجودي هر دو يكي است يعني ارائه راه حلهاي مؤثر و كارا براي مسائل مربوط به طراحي، تحليل و ارزيابي.

تفاوت اصلي مهندسي صنايع و پژوهش در عمليات حوزه تحليل، نوع مدلها و متدولوژيي است كه هر يك استفاده مي‌كنند. توسعه‌هاي اوليه مهندسي صنايع در ارتباط با كارگاههاي ساخت بوده و به شدت مبتني بر استفاده از روشهاي سيستماتيك ذهني به جاي استفاده از روشهاي رياضي مي‌باشد. بعضي از اين روشها شامل برنامه‌ريزي فرايند، بهبود روشها، استانداردسازي زمان انجام كار و استفاده از آنها و ارزيابي كار مي‌باشند كه از جمله روشهاي سنتي مهندسي صنايع به شمار مي‌آيند. اما در سي سال اخير، بخش اعظم مهندسي صنايع از طريق فنون تحليل مبتني بر ميفاهيم رياضي كاربردي صورت گرفته است (ميلر و شميد 1984، 2- 9).

6-2- علم مديريت

علم مديريت حوزه‌اي است كه در ارتباط تنگاتنگ با پژوهش در عمليات در دهه 1960 توسعه يافته است. فنون مورد استفاده در اين رشته‌ همان فنون پژوهش در عمليات مي‌باشند اما تفاوت آن با پژوهش در عمليات در حوزه كاربرد آن است كه بيشتر در امور اداري، بازرگاني و مديريت بكار مي‌روند. امروزه تفاوتي بين اين دو قائل نمي‌شوند و معمولاً با هم و به شكل OR/MS مطرح مي‌شوند (هيكس 1977، 54).

6-3- تحليل سيستم‌ها

تحليل سيستم‌ها رويكردي سيستماتيك است براي كمك به تصميم‌گيرنده در انتخاب يك خط مشي از طريق بررسي كل مسأله، جستجوي اهداف و راههاي جايگزين و مقايسه براساس پيامدهاي حاصل با استفاده از چهارچوب تحليلي مناسب بطوري كه قضاوت و بينش متخصص بر مسأله تأ‌ثير گذارد.

هر دو پژوهش در عمليات و تحليل سيستم‌ها از زمان مطرح شدن در سال 1950 به اين طرف با تعيين انتخابهاي بهينه، راه‌اندازي و كنترل سيستم‌هاي عملياتي موجود سر و كار دارند. اعتقاد پنتاگون در استفاده از اين دو در حوزه برنامه‌ريزي سياست و استراتژي ملي در آن سالها، رابطه تحليل سيستم به پژوهش در عمليات را به رابطه استراتژي به تاكتيك تبديل كرد (هيكس 1977، 47). اين شباهت بدين معني است كه تحليل سيستم‌ها در تحليل‌هاي خود رويكرد جامع‌گرايانه داشته و تمام وجوه سيستم را در نظر مي‌گيرد اما پژوهش در عمليات به وجوه خاصي از سيستم نظر دارد كه براي حل مسأله پيش روي آن ضروري است (سوپر، اوسبورن و زوزيگ، 1990، 22؛ پولاك، راسكوپف و بارنت 1994، 2).

تأكيد بر مدلهاي رياضي و حل تحليلي معادلات و مدلها نسبت به استفاده از روشهاي شبيه‌سازي مدلها و معادلات،‌ در پژوهش در عمليات بيشتر از تحليل سيستم‌هاست چرا كه در تحليل سيستم‌ها تعداد وجوه بررسي سيستم و پيچيدگي مدلهاي حاصل آنقدر زياد است كه تحليل رياضي چنين مدلهايي خيلي مشكل خواهد بود و بنابراين به روشهاي ساده‌تر و سريعتر روي آورده مي‌شود.

در حاليكه پژوهش در عمليات با توجه به منابع فعلي سيستم به حل مسأله و ارائه راه‌حل مي‌پردازد، تحليل سيستم‌ها بر طراحي و برنامه‌ريزي سيستم‌هاي جديد براي انجام بهتر عمليات فعلي يا اجراي عمليات، وظايف يا خدماتي كه تا بحال بكار گرفته نشده‌اند تأكيد مي‌كند. به عبارت ديگر پژوهش در عمليات تغيير رويه‌هاي سيستم را پيشنهاد مي‌كند در حاليكه تحليل سيستم‌ها يا مهندسي سيستم‌ها تغيير كل يا بخشي از يك سيستم و جايگزين نمودن سيستم يا تجهيزات جديد را پيشنهاد مي‌كند.

بنابراين،‌ پژوهش در عمليات تلاش در تعيين چگونگي بهينه عمل كردن سيستم است. اما تحليل سيستم‌ها يا مهندسي سيستم‌ها با طراحي يك سيستم براساس اهداف در نظر گرفته شده براي آن سر و كار دارد (هيكس 1977، 48).

6-4- تصميم‌گيري

همانطور كه در بخش تعريف اشاره گرديد يكي از اهداف پژوهش در عمليات حل مسائل مربوط به تصميم است. اما اين رابطه بدين معني نيست كه پژوهش در عمليات هم‌ارز تصميم‌گيري است. در واقع پژوهش در عمليات با ارائه ابزار و فنون تحليلي رياضي، مايه علمي بخشي از فرايند تصميم‌گيري را بيشتر مي‌نمايد اما تصميم‌گيري نيازمند مفاهيمي و نظريه‌هايي در خصوص رفتار تصميم‌گيرنده، مباني تصميم، الگوها و استراتژيهاي انتخاب مي‌باشد كه از جهت علمي داراي هدف، فرايند و منطق متفاوت از پژوهش در عمليات بوده و به رويكرد و روش علمي متفاوتي نياز دارد.

6-5- علم آمار

بيشتر پديده‌هاي مورد بررسي در پژوهش در عمليات به جاي جنبه قطعي37، جنبه تصادفي38 دارند و به عنوان مثال خرابي تجهيزات براساس قاعده‌اي معين رخ نمي‌دهد بلكه جنبه اتفاقي و تصادفي دارد. پارامترهاي تعيين كننده در فرايندهاي توليد معمولاً در يك مقدار مشخص غيرقابل كنترل هستند و دامنه‌اي براي آن تعريف مي‌شود و تغيير پارامتر در اين زمينه به صورت احتمالي خواهد بود. مدت زمان ساخت و توليد و يا ارائه خدمات در بيشتر موارد داراي توزيعي احتمالي مي‌باشد. شرايط فوق و بسياري از شرايط احتمالي ديگر باعث مي‌شوند كه تحليل، طراحي و ارزيابي‌هاي مورد نياز در پژوهش در عمليات توام با شرايط احتمالي و نااطميناني باشد. بنابراين بكارگيري مفاهيم، فنون و ابزار علم آمار گريزناپذير خواهد بود. اما اين، بدين معني نيست كه كاربرد آمار در مفاهيم، فنون و ابزار پژوهش در عمليات در عمليات، آنها را متعلق به علم آمار مي‌كند. به عنوان مثال شبيه‌سازي آماري يكي از فنوني است كه در حل مدلهاي پيچيده و سيستم‌هايي كه مدلسازي آنها خيلي مشكل است مورد استفاده قرار مي‌گيرد اما كاربرد مفاهيم آماري در شبيه‌سازي باعث نمي‌شود كه شبيه‌سازي آماري بعنوان يكي از روشهاي آماري شناخته شود. به عنوان مثال ديگر برنامه‌ريزي رياضي تصادفي كه در آن از مفاهيم آماري در مدلسازي و حل مدل استفاده مي‌شود اين نوع برنامه‌ريزي را به يك روش يا فن آماري تبديل نمي‌كند.